hit counter script
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مشروبات الکی!

ایران که بودیم، همون زمانی که به هر دری میزدیم تا پول در بیاریم، با یکی از دوستام میشستیم و خیلی وقت ها فکر میکردیم که چه جوری میشه به ساده ترین راه پول در آورد. خیلی لذت داشت چون همیشه میفهمیدیم که ای بابا چقدر ملت دارن پول در میارن اما عجیبه که ما نمیتونیم و هر وقت هم میخواستیم همون راه رو بریم، میخوردیم تو دیوار. یا دولت وارداتش رو ممنوع میکرد یا وزارت فلان اجازه نمیداد... خلاصه اومدیم استرالیا و نشد که پولدار بشیم.

اما یه فکر همیشه توی ذهن من بود و اون هم صنعت الکل و مشروب بود. با اون فرهنگی که ما توی ایران داشتیم و شاید البته صحیح هم بود چون ممنوعیت اون یه قانون دولتی بود، هیچوقت کسی جرات نمیکرد از این قضیه بلند بلند یاد کنه و همیشه فقط همه افسوس نداشتن و نخوردنش رو میخوردن. گیر اوردنش مصیبت بود. باید زنگ میزدی به فلان آدم، اون هم اگه حال داشت و چیزی براش مونده بود، بسته به این که توی کردستان پخش کننده رو گرفته بودن یا نه، با یه قیمت نجومی یه شیشه بهت میداد. تازه باید میرفتی کنار خیابون مثل این دزدا، پول میدادی و بسته رو تحویل میگرفتی. وقتی هم میخواستی بخوری باید قطره قطره میخوردی که زود تمام نشه. البته اشهد هم میگفتیم چون معلوم نبود دستی پر شده باشه یا نه!!!در جامعه ما همیشه تصور از یه فردی که الکل میخوره، چیزی به جز یه آدم لاابالی که کنترل نداره و حرکات شنیع انجام میده نبود. البته حق هم داشتن، چون نتیجه زیاده روی ها در عروسی ها و مهمونی ها چیزی به غیر از این نبود. بماند که همیشه میگفتن میرین جهنم!

هر چند توی سفرهای کوتاهی که اینور و اونور میرفتم، بالاخره توی اون شهر ها همه چی فراهم بود اما فرصت ریز شدن در اون نبود تا این که اومدیم اینجا. یکی از بزرگترین فروشگاه های فروش نوشیدنیهای الکلی در اینجا که شاید بیشتر از هزاران مدل شراب قرمز، سفید، ودکا، ویسکی و ... داره و از سراسر دنیا هر چی بخواین داره، به یکی از بزرگترین تفریحات من تبدیل شده. خیلی وقت ها میرم توش قدم میزنم بدون این که چیزی بخرم و فقط از تنوع مدل ها و طعم ها لذت میبرم. اینجا هم مثل خیلی از کشور ها مشروبات الکلی دشمنان زیادی داره و به خاطر کم کردن مصرفش  مالیات اون و درنتیجه قیمت اون رو بالا بردن. اما جالب اینه که هر جمعه شب (همون شب جمعه ایرانی!!!!) هیاهوی عجیبی توی این فروشگاه ها هست و همه دارن برای آخر هفته شون کارتون کارتون خرید میکنن که مبادا بی مشروب بمونن. معروف ترین شراب قرمز، شراب شیرازه که البته هیچ کس نمیدونه مال ایرانه و فقط میگن شراب شیراز.

این صنعت علاوه نه تتها در اینجا که در تمام دنیا، یه صنعت مافیایی و پر دردسره که نتیجه خیلی خوبی برای صاحبان اون داره و سود بیشمار. واقعا نتونستم حساب کنم در طول یه جمعه شب که همه از ساعت 5 بعد از ظهر میریزن توی بار و تا نصفه شب اونجان چند تا بطری خالی میشه. اما فقط میدونم که چیزیه که استاپ نداره و حتی روزهای معمولی وقتی رستوران ها رو نگاه میکنین همه به عنوان تنوع با ناهار ظهرشون حداقل یه گیلاس شراب میخورن...

لقب "اسلامی" کشور ما، علاوه بر این که جلوی خیلی از تجارت ها رو گرفته، ادم ها رو هم از داشن یه سری چیزها محروم کرده. واقعا شاید لازم باشه تا هر کسی یه بار هم که شده با آزادی کامل، در یه شب آروم در کنار آب، توی یه رستوران بشینه و در کمال آرامش یه لیوان شراب قرمز رو در مدتی بیشتر از یه ساعت بنوشه تا بفهمه که میتونسته چه چیزهایی توی زندگی داشته باشه که حالا ازش گرفتن. واقعا تمام لذت زندگی در این لیوان نیست، اما لذت هایی هستن که تا نچشی زندگیت کامل نمیشه.