hit counter script
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دیوانه از قفس پرید!

چند سال پیش وقتی تصمیم داشتم یک فریم ورک (Framework) که با .Net1.1 نوشته بودم و محصول خیلی خوبی از آب در اومده بود رو به یک شرکت بفروشم برای این که از روش کپی نکنن و به اسم خودشون ثبت نکنن، تصمیم گرفتم برم سازمان ثبت اختراعات و نرم افزارم رو به ثبت برسونم. خیلی ذوق زده بودم. حتی فرم هاشو هم گرفتم و تکمیل کردم. تا این که ناگهان سر و کله یکی که چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده بود پیدا شد و گفت: زیاد به خودت زحمت نده. چون فایده ای نداره. اولا اگه کسی کپی کنه دستت به جایی بند نیست. ثانیا، خود افرادی که توی سازمان ثبت نرم افزار هستند، اگه ببینن چیز بدرد بخوریه، خودشون استفاده می کنن!! خیلی باورش برام سخت بود.. اما از اون جا که هر چیزی در این ولایت ممکنه، بی خیال شدم.

امروز بعد از گذشت 4 سال از اون تاریخ، وقتی داشتم به برنامه کوانتوم در رادیو جوان گوش می دادم، دیدم یک مخترع که تونسته بود از پودر چای به یک گرانول فلان و بهمان دست پیدا کنه، از همین مشکل می نالید. می گفت: من اختراعم رو ثبت کردم. اما از اون جایی که مجبور بودم برای ثبت اختراع، تمام اطلاعات رو در اختیار کارشناسان اداره ثبت مالکیت ها قرار بدم تا بتونن با موارد موجود مقایسه کنن و مطمئن بشن که قبلا چنین محصولی نبوده، هر چی فرمول و دستگاه بود در فرم های مربوطه نوشتم. بعد از مدتی هم به ثبت رسید. اما بعد از گذشت چند ماه فهمیدم که چند تا کارخونه با استفاده از طرح من شروع به تولید کردن!!! و اونجا بود که متوجه شدم که طرح من توسط کارشناسانی که طرح رو بررسی می کردن به چند تا جای دیگه فروخته شده....!

چند روز پیش هم در روزنامه ها و اخبار گفتن که مخترع پودر تشخیص اثر انگشت که در اداره آگاهی به کار میره، کارشناسان اداره آگاهی بودن. اما چند ساعت بعد اعلام شد که یک دختر اهوازی که مخترع اصلی این پودر بوده و اون رو به ثبت هم رسونده، شکایت کرده و فرمانده آگاهی فقط گفت: حتما اشتباه شده. هر چند که بعدا نامه ای که همین فرمانده آگاهی به این خانم مخترع نوشته بوده و گفته که ما حاضریم روی طرح شما سرمایه گذاری کنیم و به تولید انبوه برسونیم، منتشر شد!؟!

خوشبختانه نمونه های دزدی اطراف ما خیلی زیاده. از میوه فروش گرفته تا راننده تاکسی و دکتر و مکانیک و .... همه هم برای خودشون روشی دارند. اما این یکی خیلی زور داره. چون چیزیه که حاصل صرف وقت و عمر انسانه و در نتیجه پشتکار و تلاش یک فرد زحمتکشه. شاید اگر یک کیلو پرتقال رو 1000 تومن گرونتر بخریم خیلی سخت نباشه که بفهمیم هر چی توی چند سال بدست آوردیم و می تونسته اسم ما رو به عنوان یک شخصیت علمی برجسته مطرح کنه، در کمتر از یک ثانیه به باد رفته.

حالا خدا وکیلی، بیاین کلاهمون رو قاضی کنیم. شما اگه جای این بر و بچه های درسخون و مخترع بودین، بعد از شنیدن این حکایات، ترجیح می دادین که برین با پولتون زمین بخرین یا این که باهش یک چیزی اختراع کنین؟  تازه گیریم که اهل بساز و بفروش هم نبودین و فقط میتونستین درس بخونین و اختراع کنین. بعد از اختراع چکار می کردین؟ میرفتین با به اصطلاح "صاحبان صنایع" مذاکره می کردین که طرحتون رو در داخل کشور به ثبت برسونن، یا ترجیح می دادین برین در جشنواره اختراعات ژنو شرکت کنین، اون هم با سرمایه خودتون؟!؟

 

راستی، یادم رفت بگم، جدیدا دولت اعلام کرده مهاجرت و فرار مغزها از کشور کاهش پیدا کرده و فقط دیوونه ها و بی مغزها که قدر این کشور رو نمی دونن فرار میکنن تا برن به اجانب کمک کنن! حالا اینجا یک سئوال مطرح میشه:

 

فرار مغزها یعنی چه ؟

الف) یعنی ما مغز نداریم هر کس فرار کرده مغز دارد

ب) کله پزها مغزها را بدون گمرکی صادر کرده اند

ج) سوال اشتباه است اصلا کی گفته مغزا فرار کرده اند چون مغز پا ندارد